أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
358
قانون ( فارسى )
مردار سنگ ، شادنه ( حجر الدم ) ، رگهاى تاك از هريك نيم جزء ، ساييدهء سم بز ، زعفران ، هريك يكسوم جزء ، كافور يكششم جزء ، شمع شش جزء ، روغن گل شانزده جزء ، باهم معجون كنند . عنبر حل شده در روغن بان يا روغن ترنج يكچهارم جزء ، بهطورى كه روغن سه برابر عنبر باشد مرهم شود . غذاى بيمار پاچه و نيمبرشت باشد . فصل دهم علاج ورم و قرحهء لب بايد اول خلط چيره را بيرون راند و دارو گذاشت . ورم لب با ورم لثه چندان فرقى ندارد و داروى آن بايد كمى قوىتر از داروى ورم لثه باشد . داروى قرحهء لب بايد گيرنده باشد ؛ از قبيل : هليله ، صمغ فيلزهره ، بزر گل ، ثمر سرو ، بيخ كركم ، ( زردچوبه ) و اگر زاج سبز و سوختهء سم بز ، سوختهء مرزه ، دودهء جمع شده ، و دوال باشد بهتر است . روغنهاى ماليدنى : روغن زردآلو ، روغن نارگيل براى لب ورمى و قرحهدار خوب است كه لب را بدان چرب كنند . فصل يازدهم بواسير لب داروى بواسير لب ، ريم آهن ، مردار سنگ ، سفيداب ، زعفران ، شب ، در يك اندازه . با موم و روغن نارگيل يا روغن بادام پماد شود . فصل دوازدهم پريدن لب اكثرا از مشاركت دهانهء معده - و بهويژه اگر دل به هم خوردن و برآوردن ( تهوع ) داشته باشد - رخ مىدهد كه در بيماريهاى سخت و بحرانى زياد است . گاهى به مشاركت عصبى است كه از مغز و نخاع همكار مغز به سوى لب آمده .